العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

323

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

گردد آفريده‌ها را بىنمونه‌اى كه از ديگرى صادر گشته باشد بيافريد ، براى آفريدن آنها از آفريده‌هايش يارى نخواست و زمين را ايجاد فرمود و آن را بدون اينكه مشغول باشد نگهداشت و آن را بر غير جايگاه آرامش استوار گردانيد و بدون پايه بر پا داشت ، بدون ستون برافراشت ، از كجى حفظ نمود ، از افتادن و شكافته شدن باز داشت ، ميخهاى آن را استوار و سدهايش را نصب نمود ، چشمه‌هايش را جارى و رودخانه‌هايش شكافت پس آنچه را كه ساخته سست نگشته و آنچه را توانائى داده ناتوان نگرديده ، اوست كه بر سلطنت خود بر زمين مسلط است . اوست كه بعلم و شناخت خود بچگونگى زمين داناست ، ببزرگوارى و ارجمنديش بر هر چيز آن بلند و برتر است و هر چه را كه بخواهد ناتوان نميسازد و از او سرپيچى نميكند تا بر او پيروز شود و شتابنده‌ى آنها از او نمىگريزد تا بر او سبقت و پيشى گيرد و بدولتمند و دارا نيازمند نيست تا او را بهره دهد تمام اشياء براى او پست و در برابر بزرگى او ذليل و خوارند ، توانائى ندارند كه از سلطنت او بجانب ديگرى بگريزند تا از سود و زيان او سر باز زنند ، او را مانندى نيست كه همتا و برابرش باشد ، هم‌شأنى او را نباشد كه هم - شأنى كند . اوست نابودكننده‌ى چيزها پس از بود آنها تا اينكه هست آنها نيست گردد . و نيست شدن دنيا بعد از آفريدن آن شگفت‌تر از پديد نمودن آن نيست و چطور شگفت‌تر باشد در حالى كه اگر همه‌ى جانداران دنيا از مرغان و چهار پايان و آنچه را كه شبانگاه بطويله‌شان باز ميگرداند ، آنچه در صحر ميچرند ، اقسام و انواع گوناگون آنها ، آنچه پست و كودنند ، آنچه زير كند از آنها گرد آيند بآفريدن پشه‌اى توانائى ندارند و نميشناسند كه راه پديد آوردن آن چگونه است ، خردهايشان در دانستن آن حيرانند و سرگردان ، نيروهايشان ناتوان وامانده مىباشد و باز ميگردند زبون و خسته در حالى كه ميدانند شكست خورده‌اند و بناتوانى آفرينش آن اقرار دارند و به نتوانستن نيست كردن آن اعتراف نمايند .